کودک که بودم، گمان میکردم

کودک که بودم، گمان میکردم
سردتر از بستنی
چیزی وجود ندارد..
حال که فکر میکنم
میبینم سرد تر از بستنی،
قلب آدمهاییست
که تا میفهمند دوستشان داریم
مارا ترک میکنند..!
دیدگاه ها (۱۱)

‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌‌ ‌𝆬 ‌ּ݂͡ ‌ִ᷅݃݁ ‌᷎݁݁݀𝗆𖫲𖫰𖫱𝖾𝗈𝗐   𝗆𝖾𝗈𖫲𖫰𖫱𝗐   ‌𝗌𝗐𐨹...

𝓡𝖺𝗈𝗇‌‌‌ ‌ 𐨃𐨎ִ‌ᦾ 𝖯𝗈𝗌𝗍سلام سلامم فرشته‌های گوگولی منناقا روزت...

`` قشنگ ترین اشتباه ``chapter : ²part : ¹¹لبانم تکان میخورد ...

برده عمارت جئون

My Vampire Mate Season 2 part : 90

پارت ۲ ویو ا.ت بعد از تماس سومین حس میکردم تمام حسی که به جی...

★彡   Part 4 彡★ نگاهی به سوزنی که بین انگشت هام قفل شده بود ک...

نـفـرتــ𝑯𝒂𝒕𝒆𝑷𝒂𝒓𝒕:𝟐𝟎 با خودش فکر کرد.‌ امکان نداره، جونگکوک‌ ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط