یار ِ من آهنگر است و دم ز خوبان می زند دم به دم آتش به جا

یار ِ من آهنگر است و دم ز خوبان می زند دم به دم آتش به جان مستمندان می زند طاقت هجران ندارد ، قلب پاکش نازکست گه به آب و گه به آتش ، گه به سندان میزند
دیدگاه ها (۱)

یار من آهنگر است زخم زبان می زندگاه به آب گاه به آتیش گاه به...

آقای من مولای من سلام 🌺بردار از رخ پرده را ‌ای ماه دل‌آرای م...

#کجایی داغ بی پایان😭🖤💔#آقا جان♦️✍️ هنوز #دستان لرزان #تاریخ ...

درین بساط، به جز شربت شهادت نیستمیی که تلخی مرگ از گلو تواند...

شعر هجو ترامپ ملعون

تماشا می‌کند هر دم، دلم در باغ رخسارشبه کام دل همی نوشد، میِ...

باز از کرب و بلا نغمه لا می آیداین صلا دم به دم از کرببلا می...

‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌«کلمات، پرسه ‍زنان در گذر ثانیه‌ها رنگ باخته‌ان...

ای خیالِ قامتت آهِ ضعیفان را عصابر رخت نظاره‌ها را لغزش از ج...

چو نمازِ شامِ هر کس بنهد چراغ و خوانیمنم و خیال یاری غم و نو...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط