من درد ترا ز دست آسان ندهم

من درد ترا ز دست آسان ندهم
دل بر نکنم ز دوست تا جان ندهم

از دوست به یادگار دردی دارم
کان درد به صد هزار درمان ندهم...


#مولانا
دیدگاه ها (۷)

شب هامیان تو و ماهحکایت دو پادشاه و یک اقلیم است.#رضا_کاظمی

با دلت حسرت هم صحبتی ام هست ولیسنگ را با چه زبانی به سخن وا ...

ساده با هر زخم در مَن نقش بستی بیشــــترآینـــه هـــا را نتر...

به کجا برم شکایت به که گویم این حکایتکه لبت حیات ما بود و ند...

چو گفتی "توانی زنی خنجرم،فرو بر به ژرفای این پیکرم.اگر خون ر...

نمی‌فهمم نمی خواهی مرا دیگر و زین پس هان؟!نمی دانم تمام است ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط