یه تیکه سوسیس انداختم جلو گربه تو حیاط اومد یکم بو کشیدش,

یه تیکه سوسیس انداختم جلو گربه تو حیاط اومد یکم بو کشیدش, بعد یه نگاه بهم کرد, سرشو تکون داد و رفت
تاحالا تو عمرم این همه تحقیر نشده بودم
دیدگاه ها (۵)

یه تیکه کالباس انداختم جلوی گربه اومد بو کرد شروع کرد به گری...

بچه هااااااااا.امروز منو مامانم و خالم و دخترخالم پارک بودیم...

#in_your_eyespart_9۴ویو کایلاشب شده بودبعد انجام کارام رفتم ...

پارت ۱۷ "اخر"ساعت ۷ و ۵۶ دقیقه عصر_جیمین:نشسته بودن تو ماشین...

هَـوَلِـتَـم دُخـتَـر>>👧🏻🌶#پارت_95اهورا شراب به دست خیره چشم...

سناریو بلولااااک

آواز عشق ♣️ part 6♣️یونگی ویو سوار ماشینم شدمو راه افتادم سم...

آخر وقت بود دیگه نزدیکای برگشت به خونه ، قندم افتاده بود به ...

چند پارتی

دیشب سر سفره یه دفعه یادم اومد فردا یازده مهره و خب تولد چان...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط