کودک که بودم

کودک که بودم
گمان میکردم
سردتر از بستنی چیزی وجود ندارد...

حال که فکر میکنم
میبینم سرد تر از بستنی،
قلب آدمهاییست
که تا میفهمند دوستشان داریم،
ما را ترک میکنند...!
دیدگاه ها (۱)

somewhere

^فیک جونگکوک^(پارت‌آخر)

.جمعه ها آدم حس و حال عجیبی پیدا میکند!شاید کمی بغلی و بهانه...

جمعه ها آدم حس و حال عجیبی پیدا میکند!شاید کمی بغلی و بهانه ...

#میشه_خورشید_من_بشی؟جونگین/سوآپارت: ۱اصلا فکرشم نمیکردم که ک...

نیو زارتتتتتتتتتتت

#Escape_from_death_April29 #part5به عکسی که به سنگ قبر تکیه ...

رئیس دوست داشتنی من پارت ششم من درسرکار بودم و کار میکردم ک...

‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌‌ ‌𝆬 ‌ּ݂͡ ‌ִ᷅݃݁ ‌᷎݁݁݀𝗆𖫲𖫰𖫱𝖾𝗈𝗐   𝗆𝖾𝗈𖫲𖫰𖫱𝗐   ‌𝗌𝗐𐨹...

مهم.. :خوب خواهرم میگه چرا صدا و تصویرت رو نشون نمیدی.‌‌.......

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط