امشب به اندازه .. همه روزهای هجرانت ...تنها و خسته ام ...

امشب به اندازه .. همه روزهای هجرانت ...تنها و خسته ام ... خواب از چشمهای نگرانم میبارد... و به خوواب نمی روم...
دیدگاه ها (۱)

به جز اون به هیشکی عادت نکردم..........

آن روز یادت هست با ساز میخوندم :امشب سر هرکوچه دنبال تو میگر...

دارم از تو حرف می زنم...اما روحت هم از نوشته هایم خبر ندارد....

وقتی چشم هایم بارانی می شوند... دلواپس شعرهای نگفته ام می شو...

دابسمش جدید گرفتم با آهنگ جدید خودم که دوستش دارم شادمهر عقی...

در وسعت این جهان، روح رنجورم جز میان سطرهای نوشته‌هایم پناهی...

استی: اوپا، واقعاً بابت این موضوع نگرانم... مدام باید درس بخ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط