چند سال گمم تو روزایی که گذشت

چند سال گمم تو روزایی که گذشت
خودم آجر می زارم رو دیوار غم هام
زیادن تو دل من حرفای نزدم
حرفایی که باعث گرمای تنمن
دردای دل تو دردای منم هست
حس می کنمشون با اعضای بدنم
علی سورنا غریبه نیستی
دیدگاه ها (۲)

★彡   Part 64 彡★ چون من عاشق بودم!عاشق کیم تهیونگ.عاشق کسی که...

پارت: 24 (بخش2) **زاویه دید: هیزل*«زین؟» صداش زدم. انتظار دا...

پارت چهارم: نقابِ دوستکلاس هنوز پر از همهمه بود که برادرهام ...

به مناسبت تولد "RM"

### پارت ۳: سایه‌ای در اتاقِ خواب (ورود به حریمِ ممنوعه)فکر ...

پارت: 6 (بخش2) **زاویه دید: هیزل*ناگهان، پله‌ی فلزی زیر پای ...

رقص مرگ و عشقp¹²مدرسه، تنها جایی بود که می‌تونستم نفس بکشم. ...

پارت ۲۴صدایِ آهنگِ پرانرژیِ عروسی از داخلِ سالن می‌اومد، اما...

پارت اول

شاهکاری به نام دروغ

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط