خدایا فانوست را کمی پایین تر بگیر جاده ای که در آن قدم نه

خدایا فانوست را کمی پایین تر بگیر جاده ای که در آن قدم نهاده ام تاریک است، انتهایش را نمی دانم چیست. میترسم انتهایش بن بست باشد. تو را به مهربانیت سوگند فانوست را کمی پایین تر بگیر تا روشنی بخش راه نامشخصم باشد. نمی خواهم بی فانوس تو به جایی برسم که برگشتنم دشوار گردد و پشیمان شوم. ای مهربانترینم من اکنون سخت به نور فانوست محتاجم...!!!
دیدگاه ها (۴)

کیک ورود به دانشگاه و جشن ترم بوقی شدنمون :(

اووومممم الان اینجورکیم

..هه ..

الهی ...

تهیونگ، در حالی که انگار می‌خواست تمامِ عشق و حسرتش را در یک...

تهیونگ با همان اخم غلیظ و چهره‌ای که هیچ نوری از مهربانیِ لح...

تهیونگ با همان اخم غلیظ و چهره‌ای که هیچ نوری از مهربانیِ لح...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط