می و میخانه مست و می کشان مست زمین مست و زمان مست آسمان م

می و میخانه مست و می کشان مست زمین مست و زمان مست آسمان مست نسیم از حلقه زلف تو بگذشت چمن شد مست و باغ و باغبان مست تا زدم یک جرعه می از چشم مستت تا گرفتم جام مدهوشی ز دستت شد زمین مست آسمان مست بلبلان نغمه ...
دیدگاه ها (۱)

مرا چشمیست خون افشان ز دست آن کمان ابرو جهان بس فتنه خواهد د...

زلفای یارم بی نظیره شکر می ریزه از کنج لب یار زلفای یارم بی ...

شب فراق که داند که تا سحر چند است مگر کسی که به زندان عشق در...

چه دردی می کشه عاشق فقط پاییز می دونه خراسون از چه می ناله ف...

پارت چهارم نماد مرگ

رمان: گرفتار تو (فصل دوم)قسمت نهم: سقوط در باغِ آرامشهوا توی...

زیبای کوچک فریبکار

اهل کاشانم روزگارم بد نیست ...

p¹⁶(پنج سال بعد...)زمان، مثلِ جریانِ خونسردِ خون تویِ رگ‌ها،...

پارت: 25 (بخش2) **زاویه دید: هیزل*عصر همان روز، هوا به طرز ا...

007-آلما ویسکی - پارت ۵۸

life like hellp:9چشماشو بست و چند ثانیه هیچ حرفی نزد.فکر کرد...

پارت: 1 (بخش2) **زاویه دید: هیزل*نیم ساعت بعد روی پیست دو و ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط