زن گریه های روز و شبش فرق می کند

زن گریه های روز و شبش فرق می کند
سردرد های بی سببش فرق می کند
گرچه اسیر کشمش سیب و گندم است
اما برای عشق، تبش فرق می کند
می خندد و به رویت نمی آورد ولی
لبخند عشوه و غضبش فرق می کند
زن نعمتی است هدیه فرستاده از بهشت
هر لحظه طعم سرخ لبش فرق می کند
روز از سر غرور و شب از درد عاشقی
زن گریه های روز و شبش فرق می کند
دیدگاه ها (۸)

تکاپو پارت 100:باهام سرد میشه.. 🪽🤍🪽🤍🪽🤍🪽🤍🪽🤍آن شب...بعد از گفت...

حماسی

خسف | قصه سی ام: امام کاظم (ع) (بخش پایانی)

𝑭𝒐𝒓𝒃𝒊𝒅𝒅𝒆𝒏 𝒔𝒉𝒂𝒅𝒐𝒘𝒔 سایه های ممنوعه 𝕻𝖆𝖗𝖙:۱آسمانِ شهر در غروب، ...

وقتی باران بند آمدباران از صبح می‌بارید.ات کنار پنجرهٔ کافه ...

𝕯𝖗𝖊𝖆𝖒 𝖜𝖎𝖙𝖍 𝖒𝖊⁴شَب هَمهِ ما یِڪی بود، اَما تاریڪی هایِمان فَر...

🧁 پارت ششم | جشنی که هیچ‌کس فراموش نکردیک هفته بعد...امروز، ...

پارت: 27 (بخش4) **زاویه دید: زین**بارون پاییزی شروع شده بود؛...

زن گریه های روز و شبش فرق می کندسر دردهای بی سببش فرق می کند...

قسم به روزِ فراق و قسم به تیره شبشقسم به عاشق و جانی که می‌ر...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط