چندپارتی پارت
چندپارتی. پارت 4
&کسی که باید ازش معذرت خواهی کنید ات هست نه من حالا بیاید بریم
نکته کوک وملیسا زیاد باهم صمیمی نیستن اما ملیسا با تهیونگ چراا
&هووفف بالاخره پسرا راضی شدن سوار ماشین تهیونگ شدیم
بااینکه کوک اصلا راضی نمیشد با ماشین اون بریم اما خب من راضیش کردم
بعد 30مین رسیدیم خونه من هرسه تا مون از ماشین پیاده شدیم
چون میدونستم ات الان خوابه زنگ زدم پس کلیدو روی قفل درچرخوندم بعد چند لحظه در باز شد هر سه تامون وارد شدیم درو بستم
به پسرا گفتم که ات خوابه صب کنید تا برم بیدارش کنم
اونا هم قبول کردن وگفتن باشه
اروم اروم از پله ها بالارفتم در اتاقو جوری که هیچ صدایی نده باز کردم
ات رو دیدم که مثل یه پری روی تخت خوابه
اما چه میشه کرد آیا این سه تا قدرشو میدونن هووفف به سمت ات قدم برداشتم
چندبارزدم به شونش تا بیدارشد
&ات
+ ....
&ات بیدارشو
+.....
+با صدا زدنای یکی از خواب بیدارشدم اون فرد ملیسا بود
+هومم بله ملیساا
&ات جونم دوتا مهمون اومده برو سروضعت رو درس کن بیا پایین
+حالا کیا هستن
-بیا پایین خودت میفهمی
+اوهومم اوکی
&خوبه پس پایین منتظرتیم
+باش
+ملیسا از اتاق رفت بیرون رفتم دستشویی به دست و صورتم یه ابی زدم بعد با حوله صورتم رو خشک کردم
موهام که نگم کلا درهم برهم شده بود بهم گره خورده بودن موهام اونارو شونه کردم
کمی تینت و ریمل زدم لباسامو هم با یه لباس کیوت که یه شلوار ست داشتم عوض کردم
سروضعم نسبت به قبل خیلی بهتر شده بود
اما یه چیزی برام سواله اون دو مهمون کیا هستن امکان داره که کوک و تهیونگ باشن
&کسی که باید ازش معذرت خواهی کنید ات هست نه من حالا بیاید بریم
نکته کوک وملیسا زیاد باهم صمیمی نیستن اما ملیسا با تهیونگ چراا
&هووفف بالاخره پسرا راضی شدن سوار ماشین تهیونگ شدیم
بااینکه کوک اصلا راضی نمیشد با ماشین اون بریم اما خب من راضیش کردم
بعد 30مین رسیدیم خونه من هرسه تا مون از ماشین پیاده شدیم
چون میدونستم ات الان خوابه زنگ زدم پس کلیدو روی قفل درچرخوندم بعد چند لحظه در باز شد هر سه تامون وارد شدیم درو بستم
به پسرا گفتم که ات خوابه صب کنید تا برم بیدارش کنم
اونا هم قبول کردن وگفتن باشه
اروم اروم از پله ها بالارفتم در اتاقو جوری که هیچ صدایی نده باز کردم
ات رو دیدم که مثل یه پری روی تخت خوابه
اما چه میشه کرد آیا این سه تا قدرشو میدونن هووفف به سمت ات قدم برداشتم
چندبارزدم به شونش تا بیدارشد
&ات
+ ....
&ات بیدارشو
+.....
+با صدا زدنای یکی از خواب بیدارشدم اون فرد ملیسا بود
+هومم بله ملیساا
&ات جونم دوتا مهمون اومده برو سروضعت رو درس کن بیا پایین
+حالا کیا هستن
-بیا پایین خودت میفهمی
+اوهومم اوکی
&خوبه پس پایین منتظرتیم
+باش
+ملیسا از اتاق رفت بیرون رفتم دستشویی به دست و صورتم یه ابی زدم بعد با حوله صورتم رو خشک کردم
موهام که نگم کلا درهم برهم شده بود بهم گره خورده بودن موهام اونارو شونه کردم
کمی تینت و ریمل زدم لباسامو هم با یه لباس کیوت که یه شلوار ست داشتم عوض کردم
سروضعم نسبت به قبل خیلی بهتر شده بود
اما یه چیزی برام سواله اون دو مهمون کیا هستن امکان داره که کوک و تهیونگ باشن
- ۸.۲k
- ۱۲ فروردین ۱۴۰۵
دیدگاه ها (۶)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط