برایت قهوه میریزم

برایت قهوه میریزم
کمی‌ شیر
دو قاشق شکّر
میگذارم جلویت رویِ میز
گلدان گل را کنار تر میگذارم
تا بهتر ببینمت
قیافه ی جدی به خودم میگیرم
و با لهجه‌ای که حالا برایِ خودم هم بیگانه است میگویم
قهوه ات سرد می‌‌شود
هر کجا که هستی‌
زودتر به خانه بیا

و همانطور می نشینم‌ تا تو یکروز بیایی
دیدگاه ها (۶)

پارت سوم | بدون شکرسه روز گذشته بود.لیانا طبق معمول وارد کاف...

شاهکاری به نام دروغ

𓆩𐙚..دوپارتی درخواستی..𐙚𓆪ــــــــــــــــــــــــــــــــــــ...

پارت ۱ ویو ا.ت پرده ی اتاق رو کنار زدم و گذاشتم نور خورشید آ...

پارت: 25 (بخش1) **زاویه دید: هیزل**اگر کسی چند هفته پیش بهم ...

برایت قهوه میریزمکمی‌ شیردو قاشق شکّرمیگذارم جلویت رویِ میزگ...

‌برایت قهوه میریزمکمی‌ شیردو قاشق شکّرمیگذارم جلویت رویِ میز...

برایت قهوه میریزمکمی‌ شیردو قاشق شکّرمیگذارم جلویت رویِ میزگ...

.برایت قهوه می ریزم، کمی‌ شیردو قاشق شکر،می گذارم جلویت روی ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط