دست ما کوتاه و دستان شما در دست دوست

دست ما کوتاه و دستان شما در دست دوست
خـاطراتـی کـه شما داریـد... ما را آرزوست

دشمنان از رو برو خنجر زدند و دوسـتان
کاش بر میگشتم و می ایستادم رو به دوست

آنچه از تو برده ایم این زخم های کهنه است
آنچه از ما برده ای ای عشق ، عمری آبروست...

حاصل یـک عمر پیش چشممان بر باد رفت
چون کسی که رکعت آخر بفهمد بی وضوست ...
دیدگاه ها (۲)

بویِ شور انگیزِ باراڹ می دهیبا نگاهت بر دلم جان می دهیبسڪہ خ...

شب سردی ست دلم دیدۀ تَر می خواهد دل ِ آشفتۀ من از تو خبر می ...

ازمهربان بودن دلم دیگر پشیمان استزخمی شدم دور وبرم صدها نمکد...

بعدِ تو منظره ی کوچه ی مان فرق نکردپنجره، چهره ی من ،سوزِ اذ...

AR-Lp 36

ای عزیزترین غم من، @agustin نشاید وقتی دیگر باران نمی‌بارد و...

انسان بودن، فقط یک زیستنِ ساده در بستر زمان نیست؛ یک سفر مست...

خسف | قصه بیست و چهارم: عاشورا (بخش اول)

𝑻𝒆𝒎𝒑𝒕𝒂𝒕𝒊𝒐𝒏 𝒂𝒏𝒅 𝒔𝒉𝒂𝒅𝒐𝒘سایـہ و وسوسـہ𝐏𝐚𝐫𝐭 ۵لیویا ويو... از آین...

( last minute )

𓂃 ࣪˖ ִֶָ وقتی استادت بود و عاشقت شد...🪐🩵🪽╰┈➤ 𝑷𝒂𝒓𝒕 𝟕همین که ا...

𝓕𝓪𝓵𝓵𝓲𝓷𝓰 𝓵𝓸𝓿𝓮 𝓪𝓰𝓪𝓲𝓷 𝓪𝓷𝓭 𝓪𝓰𝓪𝓲𝓷①⑥_بخش دوم_ری_به جای خالی‌اش کنا...

دست ما کوتاه و دستان شما در دست دوستخاطراتی که شما دارید ......

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط