من شبی تا انتهای عشق پر خواهم کشید

من شبی تا انتهای عشق پر خواهم کشید
در اتاق روشن احساس سر خواهم کشید

دست بر می دارم از هر چیز غیر از دوستی
پای خود از خانه غمها بدر خواهم کشید

آن شب انگار آسمان در سینه ام جا میشود
جرعه ای از انگبین مهر سر خواهم کشید

شعله شعله شور را در سینه برپا می کنم
آتش این عشق بر هر رهگذر خواهم کشید

می نشینم بین مهر و ماه و ناز و دوستی
شاخه ای ریحان ردیفی گل به سر خواهم کشید

یک قلم در دست در دست دگر هم رنگ سرخ
خطی از مهر تو بر هر بوم و بر خواهم کشید ...
دیدگاه ها (۱)

گاهی اگر دعایت مستجاب نشدبرو گوشه ای بشین ... زانو هایت را ب...

زنها رو با اسلحه بکشاما بهشون عشق تعارف نکن ...چون اونجوری خ...

ای دوچشم مست تودراین حوالی بی نظیرخسته ام ، تنهاترینم ، دست ...

لایق وفا باشی او جفا کند سخت استمثل یک غریبه اگر با تو تا کن...

دسـت مـن نـیسـت که مـن ، بی تو هنوز ویرانم ...دست من نیست که...

رمان 💚🩷شروع تازه پارت 1💚🩷یک شب بارانی و طوفانی: انیا تو ذهنش...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط