ی روز برادرم واسم یه جک تعریف کرد

ی روز برادرم واسم یه جک تعریف کرد
انقد خندیدم که از چشام اشک اومد
اون بازم همون جک رو برام تعریف کرد
من بازم خندیدم ولی نه به اندازه دفعه اول
اون به تکرار کردن جک ادامه داد
و من دیگه نخندیدم !!
بهم گفت:تو که نمیتونی چندین بار به یه جک تکراری بخندی
پس چرا هر روز واسه کسایی که بهت ضربه زدن گریه میکنی ؟؟
دیدگاه ها (۱)

اتمام رفاقتمون:) " شهریور 1405/6/8"ما مال هم بودیم شایدم نب...

dark life = 33

📗زنی به عنوان حیوان خونگی یه مار داشت و خیلی اون مارو دوست د...

پارت هفتم: رازهای مشترکهوا از پشت پنجره‌ی بزرگ دفتر، کم‌کم ب...

𝑻𝒆𝒎𝒑𝒕𝒂𝒕𝒊𝒐𝒏 𝒂𝒏𝒅 𝒔𝒉𝒂𝒅𝒐𝒘سایـہ و وسوسـہ𝐏𝐚𝐫𝐭 17هر کسی رو که میبین...

سخت ترین شب زندگیت چه شبی بوده

خنده ی ممنوعه.

مربی موتور سوار

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط