حضرت حیدر به نام فاطمه حساس بود

حضرت حیدر به نام فاطمه حساس بود

خلقت از روز ازل مدیون عطر یاس بود

ای که رنگ سبزراکردی بدستت مسخره

گردنت را میشکست اینجا اگرعباس بود
دیدگاه ها (۶)

قم، از آن روز که قدم‌های بانوی کرامت را به خود دید،دیگر تنها...

قم، هنوز بوی غربت می‌دهد… اینجا دختری از تبار پیامبر(ص) آمد؛...

بسم الله الرحمن الرحیم

رمان: سلطنتِ گل‌های سیاه 🍒🖤پارت ۲۰: طوفانی در سالنِ دانشگاهب...

🌹اعوذبالله من الشیطان رجیم🌺☘🌼بِسْمِ ألله ألرحْمنِ ألرَحيمْأل...

شکست نور

گردهمایی جانفدایان

* حکم عشق *part : 1۱۴۰۵/۳/۲۰وارد کتابخونه شدم که صدای زنگوله...

مـــرا بـه رنـــگ آبـی دربـیــاور ۱۱" در آغوش رویای آبی ات "...

☆تردید☆ پنج ماه از زمانی که دازای اعتراف کرد میگذشت. این پنج...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط