اصیل زاده پارت2

اصیل زاده پارت2

(پرش زمانی بعد از شام خوابگاه اسلیترین)
دخترا دور ویکتور کرام جمع شده بودن و بعضی از پسرا هم دور بل ویو ات= رفتم تو اتاق اتاقمون دوتا تخت داشت فقط برای من
و بل نشستم جلوی آینه و موهای بلندم رو شونه کردم (موهای ات زیر سوییشرت بود برای همین معلوم نبود) و تاپم رو با یه تیشرت مشکی عوض کردم و رفتم پایین همین که رسیدم یه پسر مو یخی اومد سمتم و گفت چرا یه مک گونگال باید بیاد داخل اسلیترین و من با سردی تمام بهش گفتم= گوه خوریش به تو نیومده که خودش و دوتا پسر پشت سرش (تئو و متیو) تعجب کردن از حرفم که یهو همون پسر مو یخی گفت= فقط صبر کن پدرم لوسیوس مالفوی باخبر بشه اونوقت حساب کار دستت میاد بعد من یه لحظه تعجب کردم فامیلیش مالفوی بود (مامان ات و نارسیسیا و بلاتریکس خواهرن ولی خانواده ات تا سن ۱۴ سالگی دختراشون یه کشور دیگه بودن) شوهر خاله نارسیسیا و بعد من گفتم= عجیبه که خاله نارسیسیا همچین پسر لوسی رو بزرگ کرده باشه واقعاً ازش بعیده و بعد از اونجا رفتم تا برم پیش عمه مینروا مک گونگال خیلی وقت بود ندیده بودمش و دلم براش تنگ شده بود و اگر اشتباه نکنم که اون پسر مو یخی اسمش دراکو بود، هنوز خشکش زده بود از حرفام

امید وارم دوسش داشته باشین حمایت کنید مرسی ❤️
دیدگاه ها (۴)

وقتی تنبیه میشی

این اولین سناریو ای هست که نوشتم امید وارم خوشتون بیاد عکس ...

#عشق_بعد_نفرتپارت2ویو راوی: ات حرف جین رو تایید کرد و با اعض...

💗فقط یه دوست معمولی پارت پنجم بالاخره بعد از کلی خندیدن و مس...

رمان:(تا وقتی که عاشقت شدم ^_^

پارت دو قرمزی 😗🤷🏻‍♀️ ببخشید اگه دیر شود 🙇🏻‍♀️🫠ویو اتکه یهو د...

رمان

.......//برده ی زیبا//.......

رمان عشق ممنوع

╭─────────────── 🏐 ───────────────╮✦ پارت ۵۷ | چیزی که آت دی...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط