كوه پرسيد ز رود، زير اين سقف كبود، راز ماندن در چيست؟؟!!!

كوه پرسيد ز رود، زير اين سقف كبود، راز ماندن در چيست؟؟!!!! گفت : در رفتن من... كوه پرسيد : و من؟؟!!!! گفت: در ماندن تو !!!! بلبلي گفت: و من؟؟!!!! خنده اي كرد و بگفت: در غزل خواني تو!!!! آه از آن آبادي، كه در آن كوه روَد، رود مرداب شود و در آن بلبل سر گ
دیدگاه ها (۳)

موج گیسویت اگر چشم و دلی خانه کُنَد خَم ابروی تو مُژگان ...

‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌«کلمات، پرسه ‍زنان در گذر ثانیه‌ها رنگ باخته‌ان...

عاشقانه های شبنم بیاد بابامحمدم

سینا، با آن بدنِ لرزان و ذهنی که انگار دارد از هم می‌پاشد، ب...

بسم الله الرحمن الرحیم ‌حکایت شیطان و کهن‌ الگوهایش :روزی شی...

🖤 غریبه‌ای که حس آشنایی داشت پارت ۱۷ | «یک روز معمولی؟ محاله...

کتمان نمی‌کنم، هنوز هم کماکان دوستت می‌دارم، هنوز هم با وجود...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط