من نمی تونم دوستش نداشته باشم و نمی تونم نسبت بهش بی اهمی

من نمی تونم دوستش نداشته باشم و نمی تونم نسبت بهش بی اهمیت باشم، اما یاد گرفتم که نشون بدم حسی بهش ندارم و یاد گرفتم نشون بدم واسم اهمیت نداره...
من نفهم نیستم، اما زندگی بهم یاد داد که چطوری خودم رو به نفهمی بزنم!
به چشم های من نگاه کن! فکر می کنی خوابم؟ نه، نه، بیشتر از اون چیزی که فکرش رو بکنی هوشیارم، اون هایی که خوابن یه روز از خواب بلند میشن، ولی من خواب نیستم، من فقط خودم رو به خواب زدم، چشم هام رو بستم و دارم تو خیالاتم زندگی می کنم، برخلاف واقعیت ها.
مثل شنا کردن خلاف جهت ساحل، به سمت بی نهایت، من از ساحل می ترسم، از واقعیت هاش می ترسم، از آدم هاش می ترسم، از دوست داشتن هاش هم می ترسم...
دیدگاه ها (۱)

هنوزم به احساست اهمیت میدمانقدر به احساست مردم توجه کردمانقد...

⊹⊱او شب هنگام آمد⊰⊹p50تمام راه، هزار بار تصمیم گرفته بود هیچ...

dark life = 33

جانانِ بزرگمهرم:🫀🫂زندگی با همه شلوغی و سختی‌هاش، وقتی تو کنا...

🐣🐣🐣| #LIVE_YOUTUBEسوال: روش فلیکس برای Slow it Down کردن (آه...

— چرا همه جذبِ اون می‌شن؟ بدون اینکه حتی تلاشی بکنه! ✨ — چون...

چندپارتی تهیونگ

سرنوشت(ویو من)اون شب دوباره خواب بد دیدم...همون اتاق تاریک.....

عاشقانه های شبنم

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط