(ادامه پارت قبل)

(ادامه پارت قبل)

میدونستی که جونگین اما بازم سعی میکردی که دستت کوچیکت رو از بین دست بزرگ مردونش بیرون بکشی که باید بگم اصن تاثیری نداشت فقط باعث شدی محکم‌تر دستت رو بگیره😑(برادر چرا مثل مافیا ها رفتار می‌کنی مگه معلم نیستی تو؟ معلم انقد خشننن😑)
از بار بیرون بردت و سوار ماشینت کرد و به طرف خونه رانندگی کرد..
.
.
به خونه که رسیدید مستقیم بردت تو اتاق و در رو پشت سرش قفل کرد و بعد از اون تنها جمله‌ای که به زبون آورد این بود..

جونگین: با سونگ هون رفتار خوبی داشتی، مطمئنم که با بچه خودمون هم قراره همون قدر خوب رفتار کنی..!

و بعدش...دیگه به من ربطی نداره بقیش با ذهن کثیف خودتون☺️
فقط باید بگم بعد چند وقت فهمیدی یه نینی روباه تو شیکمت داری گیلیگیلیگیلی😊
End.
دیدگاه ها (۴۰)

#دوپارتیموضوع:(وقتی یه آرایشگری و...)جونگین/ا.تتو سالن کوچیک...

ا.ت: لطفا تکون نخور..زخمت باز میشه. باید استراحت کنی!جونگین:...

پارت پنجم

تکپارتیموضوع:(وقتی بچه رو میزارید خونه دوستت و خودتون میرید ...

رمان: تا وقتی که عاشقت شدم

#چندپارتیتا ابد و یک، دوست دارم!جونگین/ا.تP:4دقیقا زمانی که ...

☆چند پارتی☆☆پارت: ۰۲☆☆وقتی دخترتون.....☆+ه...هیون.....ه...هی...

#تکپارتیموضوع:(وقتی مست می‌کنه)خیلی نگرانم شدی؟بنگچان/ا.تاون...

#تکپارتیموضوع:(وقتی سه، چهار ماه از رابطه مون میگذره ولی ما ...

قسمت ۲۸ — «صدایی از پنج سال قبل» 🖤ات هنوز گوشی را کنار گوشش ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط