کسی چه میداند

کسی چه میداند
شاید همزمان که بلند بلند میخندیم و
از گوشهٔ چشم هامان
یکی دو قطره اشک
که جاری نشده خشک می شود
یکی از درونمان دارد
بیصدا گریه می کند
من به اشک شوق آدم ها
مشکوکم
دیدگاه ها (۳)

آﻥ ﺳﻮﯼ ﻣﻴﺰﺗﺠﺴﻢ ﻧﮕﺎﻫﯽ ﺳﺮﺩﻭ پی رﻧﮓ ﻟﺐ ﻫﺎﯾﯽﺑﺮ ﻟﺒﻪ ﯼ ﺍﺳﺘﻜﺎﻥ ﭼﺎﯼﻣ...

با عطری که تو هدیه داده ای...به دنیا ثابت خواهم کرد...که نه ...

من یکی را می شناسم ؛صبح ها لیبرال است ،ظهرها چپ می زندو غروب...

‏سیاسی ترین اتفاق در من، لب های توستلبخند که میزنی، انقلاب م...

:)

*✍️یادداشت فرزند سردار شهید ابراهیم همت به مناسبت وداع با پی...

بغض رو گاهی وقتا نمیشه قورت داد و خوردش اگرم قورتش بدی بعد س...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط