۲
مطلب
۱
دنبالکننده
۱
دنبالشده
nilya_
تمام احساساتش را انکار میکرد تا مقتدر و عاقل به نظر برسد
و این آغازِ سقوطش بود...
شاید هم کسی به او نگفته بود: بدون عشق، مهربانی و لبخند، انسانها دوام نمیآورند.
خواست احساساتش را خاموش کند...
ولی میترسید دیگر روشن نشوند...:)
و این آغازِ سقوطش بود...
شاید هم کسی به او نگفته بود: بدون عشق، مهربانی و لبخند، انسانها دوام نمیآورند.
خواست احساساتش را خاموش کند...
ولی میترسید دیگر روشن نشوند...:)
تاریخ عضویت:
۱۴۰۴/۰۵/۳۱
مطالب
کالکشن
ها
هیچ دادهای یافت نشد