میگـــن ســـه مُـــوقِـــع دُعـــا بَــرآورده میــشــه :

میگـــن ســـه مُـــوقِـــع دُعـــا بَــرآورده میــشــه :
یکــــــــــی وقتِ غُروبـــــــــــ
یکــــــی زیـــرِ بارون
یکیــــــــم وَقتــــــــــی دلی میشکنـــه

من وقتِ غُروبـــــــــــــــ زیـــــــرِ بارون با دلی شکسته
دُعـــــــا کـــردم: خُـــدایا هیچ دلــــی مثل دل من نشکنه...
دیدگاه ها (۳)

❤️‍🔥╣⁠[⁠No touching فصل ۲]⁠╠⁠❤️‍🔥⁦(⁠。⁠♡⁠part 184♡⁠。⁠)⁩تا خود...

پارت ۱:بازی سایه ها

بچه ها من ناخواسته یکی رو ناراحت کردم البته من ناراحتش نکردم...

محو زیبایی او پارت ۱۱ویو رزا امروز تهیونگ نیومد مدرسه به همی...

𝐛𝐞𝐭𝐰𝐞𝐞𝐧 𝐥𝐨𝐯𝐞 𝐚𝐧𝐝 𝐡𝐚𝐭𝐞𝐏𝐚𝐫𝐭:¹⁹ویو: جونگ‌کوکچند دقیقه گذشت.هنوز...

ᴘᴀʀᴛ۲۸ | یه شب بارونیچند روز بعد...از صبح هوا ابری بود.آرا ب...

name:𝓣𝓱𝓮 𝓢𝓹𝓵𝓮𝓷𝓭𝓸𝓻 𝓸𝓯 𝓟𝓲𝓰𝓶𝓮𝓷𝓽 𝓲𝓷 𝓽𝓱𝓮 𝓓𝓪𝓻𝓴𝓷𝓮𝓼𝓼.part ¹Season:¹....

سناریو بلولاک/قفل آبی

سناریو تهیونگ

وقتی طراح لباسشی و اون عاشقته... ℙ𝕒𝕣𝕥۱"خواندن این فیک بدون ʟ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط