سفر تو چندان طولانی نبود

سفر تو چندان طولانی نبود
تنها از این سر خیابان
تا به آن سر خیابان
رفتی و
برگشتی

اکنون کنار منی
و سخن می‌گویی با من

می‌شد که چنین نباشد
که تو
رفته باشی و
برنگشته باشی
و نباشی
نه در این‌جا
که هیچ‌کجا

اکنون کنار منی
می‌بینمت
و همین به حیرتم می‌اندازد.
دیدگاه ها (۱)

تو نَباشی ماندن به چه دَردی می‌خورد؟به کدام شَهر بروَم که حض...

مَعبودِ خَاموشِ مَن،مَن دیوانه‌وار دلباخته‌ی آن لَحظه‌هایی ب...

هنوز دنبالت می‌گردم، انگار نمی‌خواهم باور کنم این دنیا می‌تو...

' در این اتاق ، زمان ایستاده است . قابِ عکسِ رویِ میز ، آخری...

می‌گویند «او رفته است»؛ کلمه‌ها را طوری ادا می‌کنند که انگار...

گاهی به خودم میگویم کاش دوستت نداشتم؛ نه از آن رو که دوست دا...

❌ خیابان را رها نکنید!دیشب در تجمع فلکه دوم تهرانپارس برخی د...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط