نشستم و صورتم را در میان دستانم گرفتم
نشستم و صورتم را در میان دستانم گرفتم
امان از ریاکاری و دو دوزه بازی
استادمان میگفت در موقعیت امتحان می فهمی اخلاص داری یا منافقی یا مشرک . اصلا فلسفه امتحان همین است تا خودت را بشناسی
از درون کیف مگویی داشتم ولی باید تظاهر میکردم که ناراحتم و نمیخواهم به مستی خیانت کنم
در ضمن مذهبی هم هستم و اعتقاد راسخی دارم
مادمازل اروریان
بدون توجه به محیط
انگار نه انگار
اهمیت نمیداد ناراحت میشوم میخندم یا چه عکس العملی نشان میدهم مرا تمسخر میکرد
طنز و طنازی و دلبری را از حد گذرانده بود
مرا نمیدید و اهمیت به احساساتم نمیداد
نمیدانم چرا
شاید فهمیده بود که برگه آس را برای کت کردن من در دست دارد
و یا میدانست امروز قاپ قمار به خواسته او می چرخد و می نشیند
مستی و سر خوشی که داشت پرده ای از صداقت را در رفتارش حاکم کرده بود لاابالی و بی مبالات و بی پرواتر
خودش شده بود
دختری ازاد و رها که در دوران تی نیجری دوست داشت باشد و بخاطرش از ایران رفته بود او هم با همه خودساختگی وخودمدیریتی که داشت مانند همه ما دست خوش زخمهای درونش بود
انگار کتاب طنزی را دست گرفته است بلند بلند میخواند و مرا دست می انداخت..مستی تو کیستی که من اینگونه خرابت گشتم ....
(((صدای خنده هایش انچنان از من دلبری میکرد که فقط انانکه تجربه دارند حال مرا درک میکنند)))
نگفتی مرتضی شاعری یا جنون این پتیاره تو را شاعر کرده ....
باز هم صدای قهقهه
مستی بیا که خرابم به جان تو ...
)مرتضی (
ای خاک عالم مانکی دانکی یانکی
جاه قحط بود برای بوسیدن و لیسیدن
گل ابادی راس میگه تو از دست رفتی
نشین
بیا
ببین چه کرده ای
بیا
یه سیگار برایم روشن کن
سالها بود اینقدر نخندیده بودم
گل ابادی میگفت بزم و بساط خونه مری یه حال دیگس باور نمی کردم
بیا
بیا
حالا مثل دخترای تی نی جر خودتو ندید پدید نشون نده
بیا کارنامه اعمالت را بخوان
راست بگو مست بودی؟؟؟ یا کسی جای تو اینگونه ذلیل و بی پروا عشق بازی میکند
وری کریزی
((وقتی گفت کارنامه اعمال سرم سیاه رفت ...
راستی اگر صحبت هایی که در خلوت داریم روز قیامت پخش شود چه میشود
همیشه میگفتیم ضبط این همه حرف و تصویر محال است و پخش ان برای عموم غیر ممکن ولی امدن رم و سینما و گوشی
امکان افشای اسرار در قیامت را ممکن میکند ....
فکرکن روز قیامت هر کسی یک گوشی داشته باشد که همه فیلم ها را نمایش میدهند در فضای چند بعدی قیامت
وای اگر از پس امروز بود فردایی
یک رم به اندازه چند میلیمتر با حجم چند ترا میتواند چند میلیارد صفحات ورد را در خودش ذخیره کند؟
پس امکانش هست تازه ما هنوز به یک چهاردم از علم هم دست نیافته ایم با امدن امام زمان تمام علم را بدست می اوریم .... فکر کن یک طایفه بخوانند...
پایان ۴۶
امان از ریاکاری و دو دوزه بازی
استادمان میگفت در موقعیت امتحان می فهمی اخلاص داری یا منافقی یا مشرک . اصلا فلسفه امتحان همین است تا خودت را بشناسی
از درون کیف مگویی داشتم ولی باید تظاهر میکردم که ناراحتم و نمیخواهم به مستی خیانت کنم
در ضمن مذهبی هم هستم و اعتقاد راسخی دارم
مادمازل اروریان
بدون توجه به محیط
انگار نه انگار
اهمیت نمیداد ناراحت میشوم میخندم یا چه عکس العملی نشان میدهم مرا تمسخر میکرد
طنز و طنازی و دلبری را از حد گذرانده بود
مرا نمیدید و اهمیت به احساساتم نمیداد
نمیدانم چرا
شاید فهمیده بود که برگه آس را برای کت کردن من در دست دارد
و یا میدانست امروز قاپ قمار به خواسته او می چرخد و می نشیند
مستی و سر خوشی که داشت پرده ای از صداقت را در رفتارش حاکم کرده بود لاابالی و بی مبالات و بی پرواتر
خودش شده بود
دختری ازاد و رها که در دوران تی نیجری دوست داشت باشد و بخاطرش از ایران رفته بود او هم با همه خودساختگی وخودمدیریتی که داشت مانند همه ما دست خوش زخمهای درونش بود
انگار کتاب طنزی را دست گرفته است بلند بلند میخواند و مرا دست می انداخت..مستی تو کیستی که من اینگونه خرابت گشتم ....
(((صدای خنده هایش انچنان از من دلبری میکرد که فقط انانکه تجربه دارند حال مرا درک میکنند)))
نگفتی مرتضی شاعری یا جنون این پتیاره تو را شاعر کرده ....
باز هم صدای قهقهه
مستی بیا که خرابم به جان تو ...
)مرتضی (
ای خاک عالم مانکی دانکی یانکی
جاه قحط بود برای بوسیدن و لیسیدن
گل ابادی راس میگه تو از دست رفتی
نشین
بیا
ببین چه کرده ای
بیا
یه سیگار برایم روشن کن
سالها بود اینقدر نخندیده بودم
گل ابادی میگفت بزم و بساط خونه مری یه حال دیگس باور نمی کردم
بیا
بیا
حالا مثل دخترای تی نی جر خودتو ندید پدید نشون نده
بیا کارنامه اعمالت را بخوان
راست بگو مست بودی؟؟؟ یا کسی جای تو اینگونه ذلیل و بی پروا عشق بازی میکند
وری کریزی
((وقتی گفت کارنامه اعمال سرم سیاه رفت ...
راستی اگر صحبت هایی که در خلوت داریم روز قیامت پخش شود چه میشود
همیشه میگفتیم ضبط این همه حرف و تصویر محال است و پخش ان برای عموم غیر ممکن ولی امدن رم و سینما و گوشی
امکان افشای اسرار در قیامت را ممکن میکند ....
فکرکن روز قیامت هر کسی یک گوشی داشته باشد که همه فیلم ها را نمایش میدهند در فضای چند بعدی قیامت
وای اگر از پس امروز بود فردایی
یک رم به اندازه چند میلیمتر با حجم چند ترا میتواند چند میلیارد صفحات ورد را در خودش ذخیره کند؟
پس امکانش هست تازه ما هنوز به یک چهاردم از علم هم دست نیافته ایم با امدن امام زمان تمام علم را بدست می اوریم .... فکر کن یک طایفه بخوانند...
پایان ۴۶
- ۷.۴k
- ۲۵ مرداد ۱۴۰۲
دیدگاه ها (۰)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط