آخرین بار که من از تهِ دل خندیدم

آخرین بار که من از تهِ دل خندیدم
علتش پـول نبود ...
انعکاسِ جُوک هر روز نبود ...
علتش، چهره یِ ژولیده یِ یک دلقک ...,
یا زمین خوردن یک کور نبود …
من بهِ « من » خندیدم !که چو یک دلقک ِگیج ،
نقش یک خنده به صورت دارم
و دلم میـــگرید …!
دیدگاه ها (۵)

مشق شب می نویسم!صدبار، از روی هرکلمه ...دلتنگی ممنوع!خاطره م...

مادربـزرگ مـی گفـت :قلبـت که بـی نظـم زد ، از همیــشه عاشق ت...

هنگــــامی که دل کســـی را میشکنـــــی…صــــــدای شکستـــنش ...

عاشقی…باید قسمته آدم بشه…وقتی شد یهو بخودت میایی میبینی یکی ...

‏🐿[۲۳:۴۴ ~ ۲۳:۴۶ به وقت کره]وای،شما تو هفته اول خوب زحمت کشی...

#ارباب‌سنگدل #پارت_5ویوی ا.ت : صبح با ضربه ای به سرم. از خ...

@nphotography

#The_Princess's_Last_Smile#لبخند_آخر_پرنسس#پارت_معرفیاسم : ل...

رایحه پنهانآخر سر آروم سر تکون داد.- عوم... باشه، ارباب.بعد ...

وقتی داداش ناتنیت بود...پارت نهمویو اتچند روز از مرگ پدرم گذ...

🔦𝑺𝒆𝒗𝒆𝒏 𝑫𝒂𝒚𝒔 𝒊𝒏 𝑯𝒂𝒘𝒌𝒊𝒏𝒔 : هفت روز در هاوکینز 🍪𝑷𝒂𝒓𝒕 ¹⁷ : پارت ...

امروز یه روز عادی نیست.

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط