در جنگلی دور افتاده بودم میخواستم برای عشقم نامه ای بنویس
در جنگلی دور افتاده بودم میخواستم برای عشقم نامه ای بنویسم، میخواستم شروع کنم قلم نداشتم تنه درخت را بریدم ولی جوهر نداشتم
رگ دستم را بریدم و با خون آن نوشتم "دوستت دارم"
رگ دستم را بریدم و با خون آن نوشتم "دوستت دارم"
- ۱.۶k
- ۰۷ تیر ۱۳۹۳
دیدگاه ها (۶)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط