پیرمردی دیدم که با هفتاد سال سن و پنجاه سال زندگی مشترک ه

پیرمردی دیدم که با هفتاد سال سن و پنجاه سال زندگی مشترک هنوز همسرش را عزیزم، عسلم، خوشگلم صدا میکرد!




خلوتی پیدا کردم و رازش را جویا شدم. گفت: ده سالست که اسمش را فراموش کردم

بفهمه زندم نمیزاره...!
دیدگاه ها (۹)

مخ زدن من سلامLast seen long time ago

من خودمو تو آینه میبینم تپش قلب میگیرم... ..........موندم شم...

هعی...نیمه گمشده ما کدوم قبرستونی هستی تو اخه...بابا مردیم ا...

از کاربرای ویسگون....ک ادم کرده...اسکل را یافتم ....کی اسکل ...

خون آشام عزیز (82)

مراقبم باش❤️‍🩹(لالایی تموم شد اما هنوز شوگا نخوابیده بود)&دا...

رمان بغلی من پارت ۱۷۳و۱۷۴و۱۷۵دیانا: لبخندی بهش زدم لیلا:بیا ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط