تو را به جای همه زنانی که نشناخته ام دوست دارم

تو را به جای همه زنانی که نشناخته ام دوست دارم

تو را به جای همه روزگارانی که نمی زیسته ام دوست دارم

برای خاطر عطر نان گرم

و برفی که آب می‌شود

و برای نخستین گل‌ها

تو را به خاطر دوست داشتن دوست دارم .

تو را به جای همه کسانی که دوست نمی‌دارم دوست می‌دارم .

بی تو جز گستره‌‌ایی بی‌کرانه نمی‌بینم

میان گذشته و امروز.

از جدار آیینه‌ی خویش گذشتن نتوانستم

می‌بایست تا زندگی را لغت به لغت فرا گیرم

راست از آن گونه که لغت به لغت از یادش می‌برند.

تو را دوست می‌دارم برای خاطر فرزانه‌گی‌ات که از آن من نیست

به رغم همه آن چیزها که جز وهمی نیست دوست دارم

برای خاطر این قلب جاودانی که بازش نمی‌دارم

می‌اندیشی که تردیدی اما تو تنها دلیلی

تو خورشید رخشانی که بر من می‌تابی هنگامی که به خویش مغرورم

سپیده که سر بزند

در این بیشه‌زار خزان زده شاید گلی بروید

شبیه آنچه در بهار بوئیدیم .

پس به نام زندگی

هرگز نگو هرگز



"پل الوار"
دیدگاه ها (۲)

شبت خوش خورشید ...ساقیا بر خیز ومی در جام کن . وز شراب عشق ...

فردا باز هم به تو فکر خواهم کردمثل دریا به ادامه ی خویش .ولی...

تو ................باید سهم من از همه دنیا باشی .

میان آفتاب های همیشهزیبائی تولنگری ست -نگاهت شکست ستمگری ست ...

خدایا…دوستت دارم، نه از روی عادت، نه از ترس، نه از نیاز.دوست...

ای عزیزترین غم من، @agustin نشاید وقتی دیگر باران نمی‌بارد و...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط