خرم آن روز کزین منزل ویران بروم

خرم آن روز کزین منزل ویران بروم
راحت جان طلبم وز پی جانان بروم
گرچه دانم که به جائی نبرد راه غریب
من به بوی سر آن زلف پریشان بروم
دیدگاه ها (۰)

مَڹ مثلِ هَمیشہ.. بَراےِ تو مي نویسَم..!! تو.. بہ نی...

ﻗﻠﺒﻢ ﺑﻪ ﻫﻮﺍﯼ ﺗﻮﺗﻼﻃﻢ ﺩﺍﺭﺩﺑﺎ ﺧﯿﺰﺵ ﻣﻮﺟﻬﺎ ﺗﻔﺎﻫﻢ ﺩﺍﺭﺩﺑﮕﺬﺍﺭ ﺑﮕﻮﯾﻨﺪ...

میڪس عاشقانہعلي عبدالمالڪي مخاطب خاص

دیدنت ...سخت است ...امـــا ...همین که میــــدانم ...هستی ......

خواب دیدم به کنارت لب ایوانم منباز هم غرق خیالات فراوانم منه...

عفریته تاریکی نویسنده مرتضی متقیان

امدم خانه سر راه  پسرخاله را دیدم و دعوا و کتک کاری حاضر نبو...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط