رز زخمی

رز زخمی
پارت ۹

شاید تهیونگ نیاز به وقت داره شهید اونم باید درک بشه. ولی ... نه اون به من تجاوز کرد اونم موقعی که حتی از این چیزا سر درنمی اوردم.

اون... (صدای شکستن)
صدای چی بود؟ از اتاق تهیونگ امد؟
سری‌ در رو باز کردم و به طرف اتاق تهیونگ رفتم.

اون بیهوش شده بود داد زدم و جکسون رو صدا زدم اون حالش بد شده بود.

جکسون سری دکتر شخصی رو خبر کرد.

دکتر: ایشون بهشون‌شک وارد شده بهتره تا چند وقت چیزایی که خوشحالش میکنه بهش بدید یا کنارش باشه.

دکتر:اگه یک بار دیگه این اتفاق بیفته آقای کیم میره توی کما ، این شوخی بردار نیست بهتره مواظبشون باشید.

از دکتر تشکر کردیم و اون رو بدرقه کردیم .
جکسون نگاهی بهم کرد و با جدیت تمام گفتش:

جکسون:خانوم کیم خودتون شنیدید دکتر چی گفت ، من یکی از بهترین دوستای آقای کیم هستم و ایشون عین برادم هستن ، و دلم نمیخواد اتفاقی براشون بیوفته پس بهتره باهاشون راه بیاید.

رز:اما اون...

جکسون:بعله درسته ایشون بهتون تجاوز کردن ولی....

خوب پارت قبلی رو دیر شرط هارو رسوندید ولی اینبار باید سريع تر دست به کار بشید

۳۰ تا کامنت
۲۰ تا لایک
بیشتر از دوتا کامنت نزارید
دوستون دارم🤍🍡
دیدگاه ها (۲۳)

☆‌عشق اجباری من✧P5ویو سوهامی‌خواستم جواب تهیونگ رو بدم که یه...

Sixteen steps to sin, one step to love.(part 5)

رمان تهکوک

ساعت ۹ شب بود. اَت از عصر منتظر تهیونگ بود تا باهم شام بخورن...

🌹 رزهای خونینپارت هفتماتاق در تاریکی فرو رفت.یونا با ترس کنا...

𝑨 𝑪𝒂𝒔𝒆 𝑪𝒂𝒍𝒍𝒆𝒅 𝑳𝒐𝒗𝒆Part 16جین چند لحظه به اِما خیره موندجین:م...

دیدار باتو (پارت ۴)

پارت ۴ساعت ۹ و ۲۰ دقیقه ی صبح_تهیونگ:اجوما جونگکوک رو برده ب...

「#NEWTON'S LAW 」قـٰانـونِ نیوتـون𝗣𝗔𝗥𝗧 : 155✦...................

پارت ۱۲: جلسه‌ای که نباید برگزار می‌شد 😂صبح روز بعد، تهیونگ ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط