ببخشید بچه ها ولی حالم خوش نیست..بخاری خاموش شده بود و فق

ببخشید بچه ها ولی حالم خوش نیست..بخاری خاموش شده بود و فقط گاز میداد منم تنها تو اتاق خاب مونده بودم تا خودساعت 10 گاز میداد و حالم بد شد نتونستم نفس بکشم بردنم بیمارستان کاشکی همون لحظه نفسم نمیومد بالا و میموردم کاشکی
دیدگاه ها (۱۱)

لبخند قاتلپارت⁴⁷ویو جونگ‌کوکچراغ‌ها هنوز خاموش بودن.فقط نور ...

𝐛𝐞𝐭𝐰𝐞𝐞𝐧 𝐥𝐨𝐯𝐞 𝐚𝐧𝐝 𝐡𝐚𝐭𝐞𝐏𝐚𝐫𝐭:⁴⁵ویو: اتماشین جلوی خونه‌ی بابا مت...

ترکشِ عشق (The Arrow’s Remnant)Part:21کوک:واقعا متاسفم..ببخش...

#عشق_یا_گلوله؟𝑪𝒉𝒂𝒑𝒕𝒆𝒓 𝑶𝒏𝒆 : ¹𝑷𝒂𝒓𝒕 : ²⁸ویو میکا_____چند ثانیه...

برده عمارت جئون

Forbidden Weaknessضعف ممنوعهفصل دومp.17 (روایت از زبان ا.ت)ب...

🖤My little girl~» 🖤دختر کوچولوی من~» 🖤Part آخرجونگکوک سر تکو...

#ازدواج_اجباری Part17ته: مامانننننننن من شیر توتفرنگی دویت د...

𝓈𝓂𝒾ℓℯPart "6۳"☆ویو هانا☆تهیونگ چند قدم دور شد.اما حرف‌هاش......

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط