-نامه یک طلبه به حامد زمانی

-نامه یک طلبه به حامد زمانی
سلام رفیق خوش ذوق ما
 هر چند بین ما طلبه ها رسم نیست که به خوانندگان نامه بنویسند اما مگر چه اشکالی دارد؟ پس من این نامه را خطاب به تو دوست عزیز و برادر و رفیقم می نویسم این نامه سر گشاده نیست این نامه را اینجا نوشته ام تا داد بزند رفاقتمان را...
 این نامه باید از دست خیلی ها نوشته می شد.آن هم نه الان که خیلی وقت پیش تر که اگر آن ها این را می نوشتند تکلیف از افرادی چون من ساقط بود...
 اما به هر حال...
 حامد جان بالاخره این صدای تو  کفر آقایان(voa نشین) را در آورد و گفتند که آهنگ های تو حرام است! کسی که برایش حرام و حلال معنا ندارد به هر راهی متوسل می شود تا مردم را از تو دور کند اما مگر مردم به گفته ی این آقایان دور این تشکیلات جمع شده اند که با گفته های ایشان هم بروند؟ مردم به خاطر خدا می آیند. به خاطر خدا آنجا در آن سالن جشنواره ی عمار آن پدران و مادران شهید عکس ها را بلند کردند. وقتی تو داشتی می خواندی که: این گلم نثار کربلای تو...
یا حسین آنجا همه آن پدر و مادر های شهید را دیدند که این عکسها را بلند کردند چشمانشان پر از اشک بود پدر و مادر ها دیدند حرف دلشان دارد به چه زیبایی از حنجره ای خارج می شود و توی گوش عالم می رود. یا جایی که برای امام رضا(علیه السلام) خواندی. یا هر جای دیگر که سر ما را بلند کردی...
روی ما را سفید کردی...
 بدان که مردمی پشت تو اند...
 بدان که زحمت هایت هدر نشده...
 نه تنها هدر نشده که حالا آن بذر هایی که افکنده ای حالا جوانه زده...
بیا مواظب این جوانه ها باشیم...
بیا اینجا را گلستان کنیم...
دیدگاه ها (۵)

🖤 قفس سیاهپارت بیست‌وششم | نامه‌ی مادرلانا پاکت رو با دست‌ها...

رمان عشق سایه‌های ممنوعه. پارت5در یک شبِ طوفانی، وقتی مایا ...

سایه‌های کلاغپارت چهل‌ویکم | نامه‌ای که هیچ‌وقت فرستاده نشدس...

🍷 شراب قرمزپارت ۱۴ | نامه‌ی مادررینا هنوز نامه را در دستش نگ...

و تو،طوری در من نفوذ کرده‌ای که انگار تمامِ سلول‌هایم، از هم...

p12تهیونگ دوباره پرونده را باز کرد.نامی که گوشه‌ی آخرین صفحه...

part 16

اسم رمان : تقدیر در کلاس درسنقش های اصلی: سونیک خارپشت💙💙 شَد...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط