دگر از درد تنهایی ،

دگر از درد تنهایی ،
به جانم یار می باید
دگر تلخ است کامم،
شربت دیدار می باید
ز جام عشق او مستم ،
دگر پندم مده ناصح!
نصیحت گوش کردن را
دل هشیار می باید....

#
دیدگاه ها (۱)

تقدیم به بهترینم🫀🫂دل دیگر طاقتِ یاری ندارد عشق من چون دلِ بی...

تماشا می‌کند هر دم، دلم در باغ رخسارشبه کام دل همی نوشد، میِ...

ای یار ناشناخته من دوست دارمتگاهی به جان و گاه به دل می سپار...

۲۰ مهرماه، روز بزرگداشت حافظ گرامی باد 🪷نیست در شهر نگاری که...

عاشقانه های شبنم

هزار جَهد بکردم که سِرِّ #عشق بپوشمنبود بر سر آتش، مُیَسَرم ...

تقدیم به جانانم:💐برده طاقت از دلم روی مَهَت زیبای مناز شقایق...

دلم تا عشقباز آمد در او جز غم نمی‌بینمدلی بی‌غم کجا جویم که ...

سینه مالامال درد است ای دریغا مرهمیدل ز تنهایی به جان آمد خد...

اشعار یزدان رستمی اصل و محمدمهدی عسگری فکور

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط