کلبه شاعرانه:

کلبه شاعرانه:
باد با رقصیدن از پیراهنت رد می‌شود
آب سرمست است وقتی از تنت رد می‌شود

من که دورم از تو اما خوش به حال هر نسیم
وقتی از گل‌های سرخ دامنت رد می‌شود
خوش به حال لرزش دستی که با لرزیدن از -
مرزهای دکمه‌ی پیراهنت رد می‌شود!

خوش به حال گردش سیاره  وقتی نیمه شب -
از مدار چشم‌های روشنت رد می‌شود!
خوش به حال هرم آن بازوی عریانی که گاه
مثل پیچک‌های باغ از گردنت رد می‌شود!

من که گفتم "چشم"! اما خوش به حال هر که از -
"لطفا از این بیشتر نه!" گفتنت رد می‌شود!  #اصغر_عظیمی_مهر
دیدگاه ها (۱)

کلبه شاعرانه:می توانی مست گردی در لب میخانه ام وقت غمگین بود...

شعر و شراب:آنچنان ذهن من از خواستنت سرشار استکه شب از یاد تو...

مروارید ایرانی:آرام بگیــــــر امشب ما هر دو پر از دردیمدر آ...

شعر و شراب:به من فرصت بده جا خوش کنم در تاب ِ گیسویتکه دنیا ...

سفیر کبیر Grand Ambassador

The Boss Savage part52خیره به دست دراز شده ی هایجین مکث کوتا...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط