وصیت نامه ی عشق

وصیت نامه ی عشق

مرا در روزی بارانی دفن کنید تا آتش قلبم خاموش گردد و در

طابوتی بگذارید از چوب تا بدانند عشق من مانند چوب خاکستر شد

دستهایم را بر روی سینه ام قرار بدهید تا بدانند همیشه دوست

داشتم کسی را در آغوش بگیرم چشمهایم را باز بگذارید تا بدانند

همیشه چشم انتظار بودم صورتم را رو به غروب آفتاب بگذارید تا

بدانند عشق من غروب کرده و زندگی ام تمام شد . مرا در آفتاب

بگذارید تا بدانند عشق من شعله ور شد
دیدگاه ها (۱)

مراقب آدمهای "آرام" زندگیتان باشید،آنهایی که "گوش" میدهند،دی...

شاید روزے بے خبر دیگر پست نگذارم... دلم مےخواهد ترانہ‌ے...

وقتی آدما میگن،،،بارون رو دوست داریمولی تا بارون میاد،،چتر ب...

مهربانی ساده است...ساده تر از آنچه که فکرش را بکنی،کافیست به...

آوار خاطرات، باری دگر بر پیکر روح رنجورش فرود آمده بود و باز...

..می‌گویند بعضی آدم‌ها شبیه به دریا هستند.از دور که نگاهشان ...

« ازدواج به اجبار »Part 31 ویوی لیانا:همه جا پر از دود شده ب...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط