ثانیه ها بی تو چه دیر می گذرند...

ثانیه ها بی تو چه دیر می گذرند...

هر لحظه برایم عمری ست که نداشتنت را هزار بار به یادم می آورد.

نداشتنت...نبودنت...

کجایی تو؟

کجایی که مرا ببینی؟
منی را که اسیر جادوی زمان شده ام؟

می شمردم:یک...دو...
به سه نرسیده در کنارم بودی.

بیا و ببین از من چه دیوانه ای ساختی...

حاضرم تا ابد برای آمدنت بشمارم...

بشمارم لحظه هایی را که نبودی و وقتی برگشتی بگویم که چقدر شمرده ام...

که بگویم نبودنت چه کرد با من...
با من دیوانه...

می آیی و می بینمت...

با چشمانی خیس از اشک شوق نگاهت می کنم و با شادی فریاد می زنم:
همه ی اعداد را شمردم دیگر عددی نمانده

لبخند سردی تحویلم می دهی و در جواب من که می پرسم "تو هم ثانیه ها را شمردی؟" بی تفاوت می گویی:
یادم رفت بشمارم

لبخند از روی لبانم محو می شود و پرسشگرانه نگاهت می کنم

غافل از اینکه لحظاتت برای کس دیگری شمرده شد.
دیدگاه ها (۱۴)

وقتی لباسشونو میپوشیم🐨 نامجون:چند ثانیه فقط نگات می‌کنه.«این...

عاشقانه های شبنم

𝐌𝐲 𝐅𝐚𝐤𝐞 𝐁𝐨𝐲𝐟𝐫𝐢𝐞𝐧𝐝 | دوست‌پسر قلابی من𝐏𝐚𝐫𝐭: 𝟐مهمونی شلوغ‌تر ا...

گاهی آدمنه از رفتنِ کسی شکایت دارد،نه از ماندنِ خاطره‌ای...ف...

پارت هفتم | بعد از تعطیلیآن شب، باران دوباره شروع شده بود.سا...

چندپارتی تهیونگ

𓆩 🖤🤍 𓆪 ری‌اکشن BTS وقتی تصادفی همدیگه رو می‌بینیم و اونا می‌...

🔥 BTS Reaction | وقتی توی خیابون با یه پسر می‌بیننتنامجون:هم...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط