شب تاریک و تشویش و

شب تاریک و تشویش و
دستهای پر از احساس تنهایی
و خواهش های طولانی
نیایش های تکراری
و غم هایی که تازه سر بر آوردند
در این غربت سرای مهربانی های سرد سرد
بیابان پر از دلواپسی های بلند روز
واینک چشم های نازک پیوند
مکانی دور و رویایی
غم سختی ،در قلب چکاوک ها
صدف ها ی محبت غرق آفت های طوفانی
و خواهش های طولانی
نیایش های تکراری
و اینک خواهشی دیگر
خداوندا به لطف خود
عطا کن در این شب طولانی
زمهر و دوستی آسایشی دیگر
زآفت های طولانی
دیدگاه ها (۱)

دل من… کلبه بارانیست… و ” تـــــــــــو “…. آن باران بی اجاز...

شهریار کوچولو گفت: -سلام. سوزن‌بان گفت: -سلام. شهریار کوچولو...

خــــدایــــا !خـــواهــــش کـــه هیــــچ . . .التمــــــاسـ...

آهسته گام بر میدارم و میروم از این شهر خیالی و تو در سطر سطر...

سایه‌های ابدی: پیمان خون و قلعه‌ی فراموش‌شدهفصل دوم: رقص با ...

شب تاریک و تشویش و دستهای پر از احساس تنهاییو خواهش های طولا...

وجود توبیا با لمس دستم درد را در من مداوا کنبرای قلب زارم لح...

شعر از خودممثال برگ سرگردان اسير باد و بارانم دلم غمنامه عشق...

تکپارتی یونگی

دو پارتی☆جونگ کوک/اتغمگینباران، غریبانه و پیوسته، بر بام خان...

وقت اگر داری کلامی با تو درد و دل کنم ، شاید از این گفتگو آر...

وقت اگر داری کلامی با تو درد و دل کنم ، شاید از این گفتگو آر...

شعر بارانوقت اگر داری کلامی با تو درد و دل کنم ، شاید از این...

_____________________ چل بار بگو:چل تا چل رو چل بار چلوندمو ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط