هفت پسر+ دختر

هفت پسر+ دختر
پارت ۴۲

برای همین یونا فقط سکوت کرد و دوباره به آقای باب نگاه کرد
+من نمیدونم فیلیکس کجاست و هیچ علاقه ای به صحبت با کسی ندارم که بهم بگه عجوزه
دختر بدون اهمیت به داد و بیداد های آقای باب وارد اتاقش شد و درو محکم بست و روی تخت ولو شد فرانک برگشت سمت آقای باب و از پله پایین رفت باب رو به سمت در راهنمایی کرد
_به نظر میاد که ما اطلاعی نداریم که پسرتون فرار کرده بهتره دنبالشم نگردید
آقای باب رو اون ور در قرار داد و در رو جلوی آقای باب بست و این شروع دشمنی فرانک با باب شد که مشکلات زیادی رو توی شرکت و گروه شون ایجاد میکرد
پایان فلش بک*
موقعیت*
الان یونا رو کوک موقع دعوا با جیمین اورده و کنار جیمین و کوکه و کل فلش بک و به جیمین و جونگ کوک گفت
+این کل قضایایی بود که سرش دعوامون شد جیمین یونا رو ناز کرد و لبخند زد
= رسته اون کار اشتباهی کرد و تو کارت خیلی خوب بود تو به اون مرد لوش ندادی حالا هم باید بری پیشش بعد سالها تو رو دیده کارت اشتباه بود که دعوا کردین
یونا میدونست که کارش اشتباه بود برای همین حرف جیمین رو تایید کرد بعد از اتاق خارج شد و به سمت اتاق فیلیکس رفت داخل شد و فیلیکس رو در حال گیم زدن در حالیکه هدفون هم روی سرش بود تا صدای اطراف رو نشنوه دید یونا به آرومی نزدیک شد و کنارش نشست فیلیکس متوجه حضور یونا در کنار خودش شد ولی اهمیتی نداد بالاخره اون بعد سالها یونا رو دیده و دیدارشون با یه دعوا تموم شده و واسه همین از یونا دلخور بود و یونا این رو میدونست برای همین هندزفیری فیلیکس رو درآورد برای اینکه بتونه باهاش کمی صحبت کنه......
~هندزفری رو پس بده
+نه هندزفری رو بهت نمیدم تا وقتی که به حرفام گوش کنی
فیلیکس به ناچار مجبور شد بازی رو قطع و به حرف یونا گوش بده
یونا.......
دیدگاه ها (۰)

هفت پسر + دختر پارت ۴۳ یونا نفس عمیق کشید و شروع به صحبت کرد...

سلاممم باگزی ها خوبید ؟ پارت ۷کلاب *کوک *وارد کلاب شدم یه ست...

هفت پسر+ دختر پارت ۴۱یونا در حال تمرین کردن زبانش بود که در ...

هفت پسر + دختر پارت ۴۰ و تعجب کرد فیلیکس بود+فیلیکسسسسس خدای...

#My.crazy.killer... the last part 9اما همون قات...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط