مرا به اسم صدا کن

مرا به اسم صدا کن
تا بیایم
ای جانِ من

مرا به اسم صدا کن
نپرس
آیا اسمم
اسم پرنده ای ست در حال پرواز ؟
یا بوته ای
که ریشه اش در خاک فرو رفته است ؟
و آسمان را با رنگ خون
آغشته می کند

و نپرس
که اسمم چیست
خودم نمیدانم

می جویم
اسمم را می جویم
و می دانم که اگر بشنومش
از هر جای جهان که باشد
حتی از تهِ جهنم
می آیم

جلویت زانو می زنم
و سَرِ خسته ی خود را
به دست های تو می سپارم

🍃
دیدگاه ها (۰)

ای دوست! به دوستی قَرینیم تو راهرجا که قَدَم نَهی، زَمینیم ت...

کردیم به امید وفا صبر ولیکنهرچند که کردیم جفای تو فزون شد

حاصل دور زندگیصحبت آشنا بودتا تو زِ من بریده ایمن زِ جهان بر...

چون موج که از اوج ، هراسان فرود استچشمم نگران مانده ی چشمان ...

ای پدر…دیگر خسته شده‌ام.احساس می‌کنم از من روی برگردانیده‌ای...

حال دل من... 🥺💔آقا… آقایِ جانِ من، صدایم را می‌شنوی؟دورت بگر...

هم اتاقی قدیمی -پارت-۳۶

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط