یکی تویی و یکی من... با این ماه که هنوز هم این شهر را تحم

یکی تویی و یکی من... با این ماه که هنوز هم این شهر را تحمل میکند... همین سه تا بس است...

حتی اگر ماه هم نبود... من قانعم... به یک تو و یک من... مگر میان تو و ماه فرقی هم هست؟!

ای کاش بود... آنوقت شاید همه چیز جز تو معنایی داشت... اما... حالا که ندارد... حالا همه چیز تویی

تمام شعرهایی که با عشق می خوانم... تمام روزهای خوب... تمام لبخند های من... تمام زندگی

همه چیز تویی... چیز دیگری هم اگر جز تو بود... فدای یک تبسمت...

(تقدیم به دختر خاله ی گلم امل جوون که تمام زندگیمه و مثل خواهر نداشته ام میمونه... امل جون خیلی دوست دارم اجی)
دیدگاه ها (۲)

بیر سبد قیرمیزی گول تقدیم ائدیرم سنه دونیانین بوگوزل

غروب 5 شنبه...4 ماه از دستت دادنت گذشته میخوام یک دفعه ایی ب...

Little pink season 1 :new ajents

لب از لب باز نکرد. دلش نمی‌خواست الان چیزی بگه. نه حالا که ی...

My lovely neighbor part : 48

انتقام سخت Part: 2ات: اوه هان واقعا نمیتونم اگه شوهرم بفهمه ...

The Queen of My Heart ❤️👑(ملکه قلب من)پارت ۴۲ویو کایاـکایا: ...

سناریو:مرگ پنهان/پارت⁵روز بعد، دکو همه رو برای نهار توی مدرس...

خب بریم برای پایان این سناریو الهه هام ✨ پدرش : راستش از این...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط