نبـودنت
نبـودنت
غربتش بی نهایت است
جریـان دارد
در تک تکِ ثانیـه هایِ زندگی
انگار که یکی با غربت
با تنهایی
انگار یکی بـرایِ از دست دادن
برایِ ماندن
زاده شده است
که بماند و ببیـند
رفتن و نبـودن آدمهایِ زندگی اش را
انگار که بعضی ها
متولد شده اند بـرایِ صبوری
بـرایِ دیدن و گذشتـن ،
جان سخت هایی که می بینند
از دست دادنِ عزیزتریـن هایِ زندگیشان را
ایـنکه در برزخ نبـودن ها
گرفتـار باشند .. وُ
بُغض کنند .. !
بُغضی به اندازه یِ تمامِ ماندن
پایِ ایـن نبودن ها ..
می نویسم که بـدانی /
غربتش بی نهایت است
جریـان دارد
در تک تکِ ثانیـه هایِ زندگی
انگار که یکی با غربت
با تنهایی
انگار یکی بـرایِ از دست دادن
برایِ ماندن
زاده شده است
که بماند و ببیـند
رفتن و نبـودن آدمهایِ زندگی اش را
انگار که بعضی ها
متولد شده اند بـرایِ صبوری
بـرایِ دیدن و گذشتـن ،
جان سخت هایی که می بینند
از دست دادنِ عزیزتریـن هایِ زندگیشان را
ایـنکه در برزخ نبـودن ها
گرفتـار باشند .. وُ
بُغض کنند .. !
بُغضی به اندازه یِ تمامِ ماندن
پایِ ایـن نبودن ها ..
می نویسم که بـدانی /
- ۵۱۲
- ۱۹ شهریور ۱۳۹۵
دیدگاه ها (۱۱)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط