نبـودنت

نبـودنت
غربتش بی نهایت است
جریـان دارد
در تک تکِ ثانیـه هایِ زندگی
انگار که یکی با غربت
با تنهایی
انگار یکی بـرایِ از دست دادن
برایِ ماندن
زاده شده است
که بماند و ببیـند
رفتن و نبـودن آدمهایِ زندگی اش را
انگار که بعضی ها
متولد شده اند بـرایِ صبوری
بـرایِ دیدن و گذشتـن ،
جان سخت هایی که می بینند
از دست دادنِ عزیزتریـن هایِ زندگیشان را
ایـنکه در برزخ نبـودن ها
گرفتـار باشند .. وُ
بُغض کنند .. !
بُغضی به اندازه یِ تمامِ ماندن
پایِ ایـن نبودن ها ..
می نویسم که بـدانی /
دیدگاه ها (۱۱)

سخت تر از قبول کردن یک واقعیت تلخکنار اومدن باهاشه واقعیت ای...

غــُــصـّه دار که ببینَـــمـت . . .نَـــفَس هَـــم . . .به ک...

اولا حتی وقتی حق باهام بود و از دستش کلافه و ناراحت میشدمهیچ...

آنـــقدر نـفس مـی کــشم . . .تـــا تمـــام شـود . . .همـه ی ...

دســت نوشتــه هــای عمــو هیــون قسمــت دهـم هجدهم جولای قه...

#دلتنگی دلتنگی اسمش کوتاه است ...اما سنگینی اش اندازه ی تمام...

خودِ ‌ها دیگر تصویرِ آشنایی از من ندارند؛ انگار غباری از سال...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط