#حزین_لاهیجی

#حزین_لاهیجی

زلف بی باک تــو تا سلسله جنبانم بود
سر سودازدگان ریگ بیابانم بود


دستم از تنگی دل وقف گریبان شده است
یاد آن روز که در گردن جانانم بو
دیدگاه ها (۱)

#فاضل_نظریهر کسی در دل من جای خودش را دارد ...

#سعدی اگر دنیا نباشد دردمندیم وگر باشد به مهرش پا...

#عراقیفتاد اندر سرم سودای عشقتشدم سرگشته زین سودا،کجایی . . ...

دست کوتاه من و دامن آن سرو بلند؟سایهٔ سوخته‌دل! این طمع خام ...

بر سر کوی تو عمری به تماشا ماندیمدر کویر دل سودازده تنها مان...

ای ماهترین من ، .. ای از همگان خوشتر ...آن چشم خمار تو بر ای...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط