بر سر کوی تو عمری به تماشا ماندیم

بر سر کوی تو عمری به تماشا ماندیم
در کویر دل سودازده تنها ماندیم

تا نجویند رقیبان ز دلم بوی تو را
سر بازار تو پیوسته به حاشا ماندیم

دل شیدایی ما شیفتهٔ روی تو بود
سالیانی‌است که با این دل شیدا ماندیم

آن‌چنانم دل ما سوختهٔ عشق تو بود
که در این مرحله از سینهٔ خود جا ماندیم

طشت رسوایی ما عاقبت از بام افتاد
نرسیدیم به گرد تو و رسوا ماندیم

رهرو عشق تو بودیم و به سودای وصال
از همه بود و نبود دل خود وا ماندیم

همه شب سوخته دل از غم هجران تو باز
به امید سحری در ره فردا ماندیم...🦋🦋

عمرم‌ روعمرت جانانم🫂❤🌹❤

#saharshehim💖


‎‌‌‎‌‌‎‌‎‌‌‎‌‌‎‌‌‎‌‎‌‌‎‌‎‌‌‎‌‌‎‌‌‎‌‎‌‌‎‌‎‌‌‎‌‌‎‌‌‎‌‎‌‎‎‌‌‎‌‎‌‌‎‌‌‎‌‌‎


‎‌‌‎‌‌‎‌‎‌‌‎‌‌‎‌‌‎‌‎‌‌‎‌‎‌‌‎‌‌‎‌‌‎‌‎‌‌‎‌‎‌‌‎‌‌‎‌‌‎‌‎‌‎‎‌‌‎‌‎‌‌‎‌‌‎‌‌‎
دیدگاه ها (۰)

هنوز حرف‌می زنم، هنوز راه می‌رومبه سمت جای خالی‌ات‌، به اشتب...

.سخت است که معتادِ نگاهۍشده باشی دیـوانـه ی چشمانِ سیـاهی شد...

اصلا چرا دروغ، همین پیش پای توگفتم که یک غزل بنویسم برای تو....

دلبرجانم🌸🧿❤از وقتی شدی همه زندگیم دنیام محدود شده به تو ...ت...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط