وقتی درُ محکم بستی تا خود صبح گریه کردم

وقتی درُ محکم بستی تا خود صبح گریه کردم
خاطرات رو دوره کردم
کاشکی میذاشتی برگردم
منو تنهایی ی شهر
منو بی حالی و تب
با یه خودکار رو به شب
بیدارم من کل شب

من که آدم بدی نبودم
من که آدم بدی نبودم …

بی تو سردرد و جنون
بی تو بارون و خزون
بیا برگرد سمت من
یه بار دیگه بمون
بی تو دستام سرد سرده
بی تو چشمام گریه کرده
بی تو قلبم پرِ درده
بی تو رنگم زرد زرده


یه جوری رفت و درم بست
که هنوز صدای در تو سرم هست
اینو فهمیدم همون لحظه
که هرکی سنگدل تره برندس
حتی ندارم نفس خستس مغزم
میخونه مثل قفس در بستس
تلخ شده واسه من هر لحظ
نمیدونم عشقی تو دلش اصلا هست
اگه چشمام کبودن
فقط واسه اینه که آدما حسودن
هر موقع که نبودم پشتم
زدن، منو تو دل تو کشتن فقط
تعریفاشون از صدتا فحش بدترن
فهمیدم که خودیا از همه دشمن ترن
منو پیچیدن و خودشون به سمتت اومدن
اونا که فکر میکردم از همه خوش قلب ترن


بیا فکر کن اولشیم، مثلا روز اوله
بیا برگرد ببین بی تو واقعا حال من بده
میون اون همه آدم من تورو انتخاب کردم
هرجا رفتم بدون تو یه کاری کردی برگردم

من که آدم بدی نبودم
من که آدم بدی نبودم …

بی تو سردرد و جنون
بی تو بارون و خزون
بیا برگرد سمت من
یه بار دیگه بمون
بی تو دستام سرد سرده
بی تو چشمام گریه کرده
بی تو قلبم پرِ درده
بی تو رنگم زرد زرده
دیدگاه ها (۱)

نشستی به یادش تو غم داری، اون خوبه حالشتو درگیر اونی هنوزم، ...

خمیازه های کش دار سیگار پشت سیگارشب گوشه ای به ناچار سیگار پ...

بغض یعنی درد هایی که رسیدن به گلوت بغض یعنی تنهایی و نمونده ...

یارا تو هم هوای ما داراتو هم بشو وفادارامرا دگر نگهدارامحبوب...

ادامه پارت ۱۰۲با گریه داد زدم : حق نداشتین اینجوری خردش کنین...

لونا: من لوازم آرایشی می‌خوامیونگی: باشهلونا: خب همین رژلب ک...

❤️‍🔥╣⁠[⁠No touching فصل ۲]⁠╠⁠❤️‍🔥⁦(⁠。⁠♡⁠part 168♡⁠。⁠)⁩براي ا...

p2ویو نامجون:خیلی عذاب وجدان داشتم یونا راست میگفت آخه سوآ ه...

#سه_و_سه_دقیقه𝑪𝒉𝒂𝒑𝒕𝒆𝒓 𝑶𝒏𝒆 : ¹𝑷𝒂𝒓𝒕 : ²⁰ویو لیلی ___نمیدونم چق...

قسمت ۸(بخش دو)

برده عمارت جئون

سلامی دوباره🌚 بعد اینکه اومدم شرایطمو بهتون گفتم و گفتم که د...

dark life = 33

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط