رفاقت روازدست فروش بازارنخريدم؛بلکه توکوچه هاى خاکى محله

رفاقت روازدست فروش بازارنخريدم؛بلکه توکوچه هاى خاکى محله مون يادگرفتم پس خوب ميدونم که براکدوم رفيق زمين بخورم که از زمين خوردنم شاد نشه بلکه دست خاکيموبگيره واززمین بلندم کنه!
دیدگاه ها (۱)

این که من میکشم درد بی تو بودن نیست تاوان با تو بودن استبرای...

برای شعر نوشتن همیشه وقت هست!حالا که آمده ای کنارم برای اندک...

از صداي گذر آب چنان مي فهمي
تندتر از آب روان ، عمر گران مي گ...

همه برايم دست تكان دادند،اما كم بودند دستاني كه تكانم دادند....

از کجای داستان شروع کنم :این که چگونه لبخند شدی برایمو چگونه...

توجه:این پست توهین به هیچ شخصی نیست یا منظور به شخص خاصی نیس...

### ⛓️ پارت ششم: دو رو از یک سکهسقوط... فقط باد سرد بود و سی...

پارت سی چهار🔥عشق ابدی ما🔥شدو: خودم رو رسوندم به سونیک دستش ر...

قاتل زنجیرای من ⛓️🩸[۲۶][ویو ا/ت ]از شدت درد و خفگی بیدار شدم...

My professor Chapter:2Part:84اما بعد ، یه دفعه، بی مقدمه، تن...

بچه ها پارت آخر این سناریو عه بلاخره از دستش، خلاص میشید 🤣🤣 ...

رمان آرام باش

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط