گفت خسته نمیشی هر شب هر شب میری خیابون

گفت : خسته نمیشی هر شب ، هر شب میری خیابون
گفتم : سید مجید موسوی و بچه هاش شب و روز دارن برای دفاع از ما می جنگن تنها خواسته شون این بود "خیابان" بعد من خسته بشم
گفت " نمی ترسی وسط راهپیمایی بهتون حمله کنن
گفتم : امام من با مشت گره کرده به شهادت رسید مگه جون من باارزش تره
دیدگاه ها (۰)

به ما گفته بودند پیش از ظهور آن حجت خدا فریاد صیحه آسمانی را...

ما پیروز قطعی این نبردیم ✌🇮🇷

ای ﻳﺎر ای ﻳﺎر ﺑﺮﺧﻴﺰ و ﻋﻠﻢ ﺑﺮدارای ﭼﺸﻢ و دل ﺑﻴﺪار ﺑﺮ ﻗﻠﻪ ﻗﺪم ...

یا صاحب الزمان حافظ و نگهدار سید عزیز ما باش

با خشونت و تحقیر انتظار داشت با علاقه و انگیزه واسش ناله کنم...

casino2-7

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط