یارب این رخنه ی دوزخ به رخ ما که گشود؟

یارب این رخنه ی دوزخ به رخ ما که گشود؟
که زمین در تب و تاب است و زمان می سوزد

هوشنگ ابتهاج
دیدگاه ها (۲)

من به چشمهای بی قرار تو قول می دهم ریشه های ما به آب شاخه ها...

سراب، تنها تشنگان را می‌دواند سیراب که باشی حقه‌اش از جا تک...

در جایی که با تبر می زنند, سایه ها را همان;; دانه بمان, روی...

جامعه هر آنکس را که همرنگ جماعت نمی شود دیوانه معرفی می کند ...

🎧 انگار یکی پیچ صدای زندگی رو کم کرده باشهدر چهارمین اپیزود ...

❤️💔❤️تو مرا آزردی، که خودم کوچ کنم از شهرت،تو خیالت راحت، می...

غم در چهره‌ی این نقاشی، نه یک پایان، که سکوتی است که در آن، ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط