داروسازه مياد مي بينه يه نفر محکم چسبيده به ديوار داروخون

داروسازه مياد مي بينه يه نفر محکم چسبيده به ديوار داروخونه و تكون نمي خوره. به شاگردش ميگه: چشه؟ ميگه: سرفه ميكرد، شربت سينه نداشتيم به جاش بهش ملين دادم...داروسازه ميگه: فكر ميكني ملين ربطي به سرفه داشته باشه؟ شاگردش ميگه: آره، اين الآن ديگه از ترس اسهال، جرأت نداره سرفه كنه.
دیدگاه ها (۱۲)

*دکتر ناهيد نمان که در بيمارستان تورنتو  کار مي کند اين اطلا...

حوصلم سر رفته:(:|

وقتي مردم...خودت بياتوغسال خونه بشورم...اخه اوناکه منودوس ند...

پارت پنجاه‌ویکم | «پیدات کردم»پارک لاراکمی بعد، جونگ‌کوک نود...

part45. . با صدای دست و پا زدن بوم همه بهشون خیره شدن°هیونگ!...

پارت ۲

فیک اتاق ساکت سیصدو هفت

لبخند قاتلپارت²²ویو سلینبعد از تموم شدن کلاس، کلارا گفت باید...

چند پارتی درخواستی

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط