سیر یک روز طعنه زد به پیاز

سیر یک روز طعنه زد به پیاز
که تو مسکین چقدر بد بویی

گفت از عیب خویشتن بی خبری
زان ره، از خلق عیب می جویی

خویشتن بی سبب بزرگ مکن
توهم از ساکنان این کویی

درخود آن به ،که نیک تر نگری
اول آن به ، که عیب خود گویی

بانو پروین اعتصامی.
دیدگاه ها (۲۳)

منو با بوسه دعوت کن به آغوشی که رویامهکه وقتی با منی تنهاهمی...

ﻣﻦ، ﺻﻨﺪﻟﯽ، ﺗﻮ، ﭘﻨﺠﺮﻩی ﺑﺎﺯ، ﻋﻄﺮ ﺳﯿﺐﯾﮏ ﻋﺸﻖ ﻧﺎﺏ، ﻓﺮﺻﺖ ﺍﺑﺮﺍﺯ، ﻋﻄ...

"تو"کنارم باشىمن انقدر میخندم که مبادا خنده ی دیگرى را ببینى...

خواهان آنم که ضربان قلبتان ،به لبخندهای مکرر تکرار شود ...و ...

سیر یک روز طعنه زد به پیازکه تو مسکین چقدر بدبوییگفت از عیب ...

سیر، یک روز طعنه زد به پیاز که تو مسکین چقدر بد بوئیگفت، از ...

سیر، یک روز طعنه زد به پیاز که تو مسکین چقدر بد بوئیگفت، از ...

سیر، یک روز طعنه زد به پیازکه تو مسکین چقدر بد بوئی  گفت، از...

همه هست آرزويم كه ببينم از تو رويیچه زيان تو را كه من هم برس...

💜💜هست آرزويم كه ببينم از تو رويي چه زيان تو را كه من هم برسم...

همه هست آرزویم که ببینم از تو روییچه زیان تو را، که من هم بر...

همه هست آرزویم که ببینم از تو رویىچه زیان تو را که من هم برس...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط